الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
198
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
باطل دانستهاند . « 1 » 2 ع ص ، 24 ابن حزم در اين باره كتابى به نام « ابطال القياس » نگاشته است . به حنبلىها نيز بطلان قياس نسبت داده شده است ، و كلام احمد بن حنبل نيز اشاره به اين معنا دارد . چرا كه او مىگويد : « يجتنب المتكلّم فى الفقه هذين الاصلين : المجمل و القياس ؛ فقيه از مجمل و قياس اجتناب مىكند » . ولى كلام او توجيه شده كه مرادش بطلان قياس در مقابل نصّ است . « 2 » امروزه وهابيّت كه خود را حنبلى مسلك مىدانند ، به قياس در دين اعتماد مىكنند و آن را حجّت مىدانند . نقد ادلّهء حجيّت قسم چهارم از قياس : فرض بر اين است كه اين قسم از قياس ، قطع به حكم شرعى نمىآورد بلكه فقط گمان و احتمال حكم را به همراه دارد ، زيرا تشابه دو موضوع در يك جهت يا چند جهت ، دليل قطعى بر اشتراك آن دو در حكم نيست و عقل نيز در مواردى كه خود ، بر اساس قواعد حسن و قبح ، حكم قطعى مستقلّى نداشته باشد راهى براى كشف قطعى ملاك احكام شرعى ندارد ، بلكه تنها خود شارع است كه به ملاكات و فلسفهء احكامش احاطه دارد . بر همين اساس ، براى حجيّت اين قسم از قياس بايد دليل اقامه شود و ادلّهاى كه از قرآن و غير آن آورده شده به شرح زير است : 1 . « « فَاعْتَبِرُوا يا أُولِي الْأَبْصارِ » ؛ اى صاحبان چشم و خرد ، عبرت بگيريد » . « 3 » توضيح استدلال اين كه « اعتبار » به معناى « عبور » و از چيزى به چيز ديگر يا به تعبير صحيحتر عبور از شبيه به شبيه آن است و قياس نوعى عبور از حكم « اصل » به حكم « فرع » است كه اين آيه ما را به آن ترغيب كرده است . ضعف استدلال به اين آيه روشن است ؛ زيرا اعتبار به معناى عبرت گرفتن و پند آموختن از حوادث و وقايع مشابه است خصوصاً با توجّه به اين كه اين آيه دربارهء سرنوشت كفّار از اهل كتاب وارد شده كه خداوند در دلهاى آنان رعب و وحشت افكنده بود به گونهاى كه با دست خويش و كمك مؤمنان خانههاى خود را خراب مىكردند . قرآن مىگويد از اين حادثه عبرت و پند بگيريد و اين مطلب هيچ گونه ربطى به قياس در احكام فرعى دين ندارد . « 4 » « ابن حزم » در « ابطال القياس » مىگويد : چگونه ممكن است خداوند در اين آيه ما را به « قياس در دين » به صورت مبهم امر كند ولى هيچ گونه توضيحى براى اين كه كجا بايد قياس كنيم ؟ چه چيزى را بر چه چيزى بايد قياس نماييم ؟ شروط و حدود آن چيست را ، بيان ننموده باشد . « 5 » 2 . « . . . قالَ مَنْ يُحْيِ الْعِظامَ وَ هِيَ رَمِيمٌ * قُلْ يُحْيِيهَا الَّذِي أَنْشَأَها أَوَّلَ مَرَّةٍ » « 6 » منكران معاد از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله سؤال كردند كه چه كسى اين استخوانهاى پوسيده
--> ( 1 ) . اتحاف ذوى البصائر ( شرح روضة الناظر ) ، ج 4 ، ص 2144 . ( 2 ) . روضة الناظر ، ج 2 ، ص 151 . ( 3 ) . حشر ، آيهء 2 . ( 4 ) . اصول الفقه مظفّر ، ج 2 ، ص 192 . ( 5 ) . ابطال القياس ، ص 30 . ( 6 ) . يس ، آيات 79 - 78 .